خانه / - آموزگاران / معرفی و خلاصه کتاب قلعه ی حیوانات

معرفی و خلاصه کتاب قلعه ی حیوانات

 

قلعه ی حیوانات

 

در این نوشتار می خواهم کتاب مشهور قلعه ی حیوانات را معرفی کنم. نویسنده ی این کتاب جورج اورول انگلیسی است. او را بیشتر برای دو رمان سرشناس و پرفروشش مزرعه حیوانات و هزار و نهصد و هشتاد و چهار می‌شناسند.

این دو کتاب (قلعه ی حیوانات و هزار و نهصد و هشتاد و چهار) بر روی هم بیشتر از هر دو کتاب دیگری از یک نویسنده قرن بیستمی، فروش داشته‌اند. او هم چنین با نقدهای پرشماری که بر کتاب ها می‌نوشت، بهترین وقایع نگار فرهنگ و ادب انگلیسی قرن شناخته می‌شود.

داستان سیاسی و اجتماعی قلعه ی حیوانات از این جا شروع می شود که یک بز پیر به نام میجر در مزرعه ی مردی ظالم به نام جونز خوابی می بیند که در آن مزرعه ای زیبا و پر محصول در اختیار حیوانات است و هیچ انسانی نیست تا محصولات حیوانات را چپاول کند و همه ی حیوانات در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می کنند.

خلاصه این بز پیر نوید یک انقلاب علیه انسان ها را به حیوانات می دهد و از آن ها می خواهد تا کاری کنند که نسل های بعدی از نعمت این انقلاب بهره مند شوند. میجر پیر چند روز بعد در آرامش کامل و در عالم خواب مرد و حیوانات کم کم به طور مخفیانه خود را آماده برپایی انقلاب کردند و مشغول یادگیری خواندن و نوشتن شدند اما هیچ حیوانی نتوانست مثل خوک ها باسواد شود و همه در مراحل ابتدایی خواندن عاجز ماندند.

سرانجام یک روز که صاحب ستمگر مزرعه (جونز) به حیوانات بیچاره خیلی فشار آورده بود و غذای آن ها را هم فراموش کرده بود، انقلاب حیوانات به وقوع پیوست و صاحب مزرعه را بیرون کردند و هفت فرمان و آرمان انقلاب را روی دیوار طویله نوشتند که شامل بندهای زیر بود:

۱ – همه آن ها که روی دوپا راه می‌روند دشمن هستند.

۲ – همه آن ها که چهارپا یا بالدار هستند، دوست هستند.

۳ – هیچ حیوانی حق پوشیدن لباس را ندارد.

۴ – هیچ حیوانی حق خوابیدن در تخت را ندارد.

۵ – هیچ حیوانی حق نوشیدن الکل را ندارد.

۶ – هیچ حیوانی حق کشتن حیوان دیگری را ندارد.

۷ – همه ی حیوانات با هم برابرند.

رهبری این انقلاب را دو خوک به نام های سنوبال و ناپلئون بر عهده داشتند. سنوبال خوکی بلیغ و مبتکر بود ولی استقامت رای ناپلئون را نداشت اما با زبان چرب خود می توانست سیاه را سفید جلوه دهد. در مقابل ناپلئون اخلاقی تند و خشن داشت و در سخنوری دستی نداشت ولی معروف بود که حرفش را به کرسی می نشاند.

در اوایل انقلاب حیوانات، جیره ی غذا بیشتر و ساعات کاری کم شد و حیوانات از وضع جدید راضی بودند تا این که کمی بعد اوضاع به آرامی تغییر کرد.

تغییر اوضاع بعد از اختلاف شدید سنوبال و ناپلئون مشهود شد. اختلاف سنوبال و ناپلئون در مسئله ی ساخت آسیاب بادی بود. سنوبال خواهان ساخت آسیاب بادی بود ولی ناپلئون این طرح را نادرست می دانست و با آن مخالفت می کرد. تا این که در بحث و رای گیری عمومی سنوبال همه حیوانات را متقاعد کرد و ناپلئون که خود را بازنده می دید با استفاده از زور سنوبال را سرنگون کرد و حرف خود را به کرسی نشاند ولی ناپلئون پس از سرنگونی سنوبال گفت که باید آسیاب بادی ساخته شود و همه باید در ساخت آن شریک شوند.

بعد از آن ناپلئون آهسته آهسته استبداد خود را حاکم ساخت و حتی دورانی بدتر از جونز را بر حیوانات متحمل کرد ولی حیوانات نادان چون فکر می کردند که هر چه باشد این انقلاب خودشان است و رهبرشان از جنس خودشان است کوتاه می آمدند و حتی فکر بازگشت جونز آن ها را متوحش می کرد و ناپلئون بارها از این مسئله علیه حیوانات استفاده کرد.

شخصیت های جالب و مهم زیادی در این داستان وجود دارد که از جمله ی آن ها یک خر است که نسبت به بقیه ی حیوانات هوش و سواد بیشتری دارد و به ظلم ناپلئون و واقعیت امور مزرعه آگاهی کامل دارد ولی تا مدت ها سکوت می کند و درباره ی انقلاب و نتایج آن اظهار نظر نمی کند.

از دیگر شخصیت های مهم داستان یک جفت اسب ارابه به نام های باکسر و کلوور است که بار اصلی کار مزرعه بر دوش آن هاست و در کار خود با وجود کم شدن جیره و افزایش ساعات کاری و دیگر ستم ها، هیچ گونه اهمال و سستی نمی کنند و به رهبر حیوانات (ناپلئون) کاملا وفادار بودند؛ اما این دو اسب هوش زیادی نداشتند و از اطاعت کورکورانه ی خود جز قتل باکسر توسط ناپئون چیزی نصیبشان نشد

در واقع مرگ باکسر تاسف برانگیز ترین قسمت داستان است و علت اصلی مرگش هم خودش بود چرا که هر وقت حیوانات از ناپلئون یا سختی کار زیاد می نالیدند، او فقط می گفت: همیشه حق با ناپلئون است. من بیشتر کار خواهم کرد!

سرانجام انقلاب حیوانات بسیار تلخ بود چراکه نه تنها وضعشان بهتر از قبل نشده بود که حتی بدتر شده بود و زجرآورتر این بود که این ستم از فردی از جنس خودشان بر آن ها تحمیل می شد. فرامین و آرمان های انقلاب هم به نفع ناپلئون و خوک ها تغییر کرد تا به شکل زیر درآمد:

۱ – تقریبا همه آن هایی که روی دوپا راه می‌روند دشمن هستند.

۲ – تقریبا همه آن هایی که چهارپا یا بالدار هستند، دوست هستند.

۳ – هیچ حیوانی جز خوک ها حق پوشیدن لباس را ندارد.

۴ – هیچ حیوانی با شمد بر تخت نمی خوابد.

۵ – هیچ حیوانی حق نوشیدن الکل به حد افراط را ندارد.

۶ – هیچ حیوانی حق کشتن حیوان دیگری را بدون علت ندارد.

۷ – همه ی حیوانات باهم برابرند، اما بعضی برابرترند.

داستان قلعه ی حیوانات نمونه ی زیبایی از داستان انقلاب های واقعی است هر چند بعضی آن را به طور خاص به انقلاب کارگری برضد نظام سرمایه داری روسیه نسبت می دهند و حقیقتا هم شباهت و دلایل بسیاری بر آن است ولی بیشتر اتفاقات و اشخاص داستان کم و بیش در هر انقلابی وجود دارد.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *